ترجمه "terjadi" به فارسی

اتفاق افتادن, ایجاد کردن, برخاستن بهترین ترجمه های "terjadi" به فارسی هستند.

terjadi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتفاق افتادن

    verb

    Mereka menampilkan akting buatan tapi itu sebenarnya terjadi.

    درسته که بازسازي شده ـن اما واقعا اتفاق افتادن.

  • ایجاد کردن

    verb

    Mereka menggabungkannya dalam sebuah jaringan menjadi chip terintegrasi.

    آنها به صورت خودکار یک شبکه ایجاد کردند، و یک تراشه ترکیبی بوجود آمد.

  • برخاستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • به انجام رسیدن
    • خطور کردن
    • در رسیدن
    • رخ دادن
    • رویداد
    • سبب شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terjadi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terjadi" با ترجمه به فارسی

  • شاید · شایَد
  • اری · ایجاب کردن · بدینسان · بستن شدن · بله · بلی · به انجام رسیدن · خطور کردن · شدن · شَو · شُدَن · مثلا · مستلزم بودن · نیازمند بودن · پرکردن
  • بدتر کردن · ترفیع دادن · منتشرشده
  • آدرس رویداد
  • بدتر کردن
  • اداره کننده رویداد
  • جشن تولد · زادروز · میلاد
  • اتفاق افتادن · بارور ساختن · بودن · در رسیدن · دربرداشتن · شدن · شَو · شُدَن · موجود بودن
اضافه کردن

ترجمه های "terjadi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه