ترجمه "terjaga" به فارسی
بیدار شدن, بیدار ماندن, بیدار کردن بهترین ترجمه های "terjaga" به فارسی هستند.
terjaga
-
بیدار شدن
verb -
بیدار ماندن
verbDalam hal ini, apa saja teladan Alkitab yang dapat membantu kita untuk tetap berjaga-jaga?
از کدام نمونه در کتاب مقدس میتوانیم درس بیدار ماندن بگیریم؟
-
بیدار کردن
verbBaal pastilah sedang sibuk dengan urusan mendesak, atau ”barangkali ia tidur, dan belum terjaga.”
بَعل حتماً مشغول انجام کاری ضروری میباشد و یا «شاید که در خواب است و باید او را بیدار کرد.»
-
رم دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terjaga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terjaga" با ترجمه به فارسی
-
ابقا کردن · احیا · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · دعای شب · سرایدار · سرپرست · مستحفظ · کمک
-
اطعام · اطعام مساکین · حفاظت · حفظ منابع طبیعی · سرپرستی · قیمومیت · مرمت · معاش · نگهداری · کمک
-
اگاه · بااطلاع · باخبر · محتاط · مراقب · مواظب · هوشیار
-
حافظ · حامی · سرایدار · سرپرست · قیم · متولی · مدافع · مستحفظ · نگهبان · هنگ سوار · ولی · پشتیبان · کارمند
-
دروازهبان
-
ابقا کردن · ایراد گرفتن · حراست کردن · حفاظت کردن · خرده گیری کردن · دریغ داشتن · ریاضت دادن · مادری کردن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · پست کردن
-
بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · رم دادن
-
دروازهبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن