ترجمه "penjaga" به فارسی

حافظ, حامی, سرایدار بهترین ترجمه های "penjaga" به فارسی هستند.

penjaga
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظ

    noun

    Untuk konflik, bisa seperti pasukan penjaga perdamaian PBB, dan sebagainya.

    برای درگیریها می تواند نیروهای حافظ صلح سازمان ملل باشد و غیره.

  • حامی

    noun
  • سرایدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرپرست
    • قیم
    • متولی
    • مدافع
    • مستحفظ
    • نگهبان
    • هنگ سوار
    • ولی
    • پشتیبان
    • کارمند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penjaga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penjaga" با ترجمه به فارسی

  • بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · رم دادن
  • ابقا کردن · احیا · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · دعای شب · سرایدار · سرپرست · مستحفظ · کمک
  • اطعام · اطعام مساکین · حفاظت · حفظ منابع طبیعی · سرپرستی · قیمومیت · مرمت · معاش · نگهداری · کمک
  • اگاه · بااطلاع · باخبر · محتاط · مراقب · مواظب · هوشیار
  • دروازهبان
  • ابقا کردن · ایراد گرفتن · حراست کردن · حفاظت کردن · خرده گیری کردن · دریغ داشتن · ریاضت دادن · مادری کردن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · پست کردن
  • بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · رم دادن
  • دروازهبان
اضافه کردن

ترجمه های "penjaga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه