ترجمه "jasmani" به فارسی
بدنی, تشریح, جسمانی بهترین ترجمه های "jasmani" به فارسی هستند.
jasmani
-
بدنی
adjectiveDalam wujud jasmaninya, perawakan mereka menunjukkan kekuatan yang luar biasa.
از آنجا که این فرشتگان، همچون انسانها بدنی داشتند، هابیل میتوانست این مخلوقات تنومند و پرقدرت را ببیند.
-
تشریح
noun -
جسمانی
adjectiveManusia jasmani memiliki cara berpikir dunia ini, yang hanya memikirkan keinginan diri sendiri.
شخص نَفْسانی روحیهٔ دنیا را به خود میگیرد، یعنی روحیهای که بر امیال جسمانی تمرکز دارد.
-
ترجمه های کمتر
- جسمی
- دارای ماده
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- مجسم
- کالبد
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jasmani " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن