ترجمه "kabel" به فارسی
تلگراف, کابل, کابل بهترین ترجمه های "kabel" به فارسی هستند.
kabel
noun
-
تلگراف
nounPenemuan teknologi tanpa kabel adalah inti dari semua ini.
در تمام مدت ، هدف ، اختراع سيم تلگراف بود.
-
کابل
noun properDia akan menyerang dengan kabel besar di kepala!
اون رو با کابل برق شلاق مي زنند!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kabel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kabel
-
کابل
noun properKabel mobil adalah satu-satunya monumen nasional yang yang dapat dipindahkan.
اتومبیل کابل تنها اثر ملی که قادر به حرکت کند.
عباراتی شبیه به "kabel" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون کابلی
-
کابل ارتباطی زیردریایی
-
مودم کابلی
-
کابل هممحور
-
انتقال انرژی بیسیم
-
سیمکشی الکتریکی
-
محدود سازی معادل سیم دار
-
سیم دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن