ترجمه "kacau" به فارسی
آشفته, تله, عمل آمدن بهترین ترجمه های "kacau" به فارسی هستند.
kacau
adjective
-
آشفته
adjectiveDan semakin lama Da Vinci membusuk dalam kurungannya, semakin kacau pikirannya, semakin bersalah pula ia kelihatannya.
و داوينچي بيشتر توي سلولش ميپوسه. ذهنش بيشتر آشفته ميشه و گناهکارتر بنظر ميرسه.
-
تله
nounKupikir seseorang mencoba kacaukan kita.
فکر کنم که يکي ميخواسته ما رو توي تله بذاره!
-
عمل آمدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- متلاطم
- هذیان
- پیچ وخم
- گره
- یاغی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kacau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kacau" با ترجمه به فارسی
-
آشفتگی · اختلال · اضطراب · اغتشاش · بی نظمی · بی نظمی کامل · تاس کباب · تخمیر · تقلا · تلاطم · تله · تیمارستان · جوش · حالت اضطراب · خروش · دوزخ · دیوانه · رنجش · زور · ستیزه · سراسیمگی · سرگشتگی · شرارت · شلوغی · صحنه کشتار · طنین افکندن · طوفان ناگهانی · غوغا · مایه زحمت · مشکل · ناآرامی · نزاع · نگرانی · هذیان · پیچ وخم · کشاکش · کشتارگاه · گرمی · گره
-
زبان تخصصی · زبان مخفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن