ترجمه "kekacauan" به فارسی

آشفتگی, اختلال, اضطراب بهترین ترجمه های "kekacauan" به فارسی هستند.

kekacauan noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشفتگی

    noun

    Kepanikan merajalela di seluas dunia seraya gerombolan Gog dikacaukan, bertarung melawan satu sama lain.

    هنگامی که گروههای جوج دچار آشفتگی شده، با یکدیگر میجنگند، ترس و وحشت بر سراسر دنیا حکمفرما میشود.

  • اختلال

    noun

    Dengan mengandalkan sinyal kacau sebagai panduan, penderita bipolar mengembangkan pikiran dan perilaku tidak normal.

    افراد مبتلا به اختلال دوقطبی به این دلیل که تنها از سیگنالهای سردرگم به عنوان راهنما استفاده میکنند رفتار و افکار غیرمعمولی بروز میدهند.

  • اضطراب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اغتشاش
    • بی نظمی
    • بی نظمی کامل
    • تاس کباب
    • تخمیر
    • تقلا
    • تلاطم
    • تله
    • تیمارستان
    • جوش
    • حالت اضطراب
    • خروش
    • دوزخ
    • دیوانه
    • رنجش
    • زور
    • ستیزه
    • سراسیمگی
    • سرگشتگی
    • شرارت
    • شلوغی
    • صحنه کشتار
    • طنین افکندن
    • طوفان ناگهانی
    • غوغا
    • مایه زحمت
    • مشکل
    • ناآرامی
    • نزاع
    • نگرانی
    • هذیان
    • پیچ وخم
    • کشاکش
    • کشتارگاه
    • گرمی
    • گره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kekacauan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kekacauan" با ترجمه به فارسی

  • آشفته · تله · عمل آمدن · متلاطم · هذیان · پیچ وخم · گره · یاغی
  • زبان تخصصی · زبان مخفی
اضافه کردن

ترجمه های "kekacauan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه