ترجمه "kehamilan" به فارسی
آبستنی, بارداری, حاملگی بهترین ترجمه های "kehamilan" به فارسی هستند.
kehamilan
noun
-
آبستنی
nounkarena kehamilan saya dianggap kondisi bawaan (sudah ada sebelumnya).
چون آبستنی را به عنوان امری قابل پیشگیری در نظر گرفتند
-
بارداری
nounContohnya, di Liberia, tingkat kehamilan remaja adalah tiga setiap sepuluh gadis.
برای مثال در لیبریا نرخ بارداری در نوجوانان سه نفر در هر ده دختر است.
-
حاملگی
nounAngka yang terus membubung dari kehamilan remaja, aborsi, dan penyakit yang ditularkan melalui hubungan seksual.
افزایش سریع حاملگی، سقط جنینها، و بیماریهای قابل انتقال جنسی در بین نوجوانان.
-
ترجمه های کمتر
- باروری
- مادری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kehamilan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kehamilan" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش حاملگی
-
آبستنی · باروری
-
آبستن · باردار · حامله · در شکم داشتن
-
بستن شدن
-
بارداری نوجوانان
-
تصور
-
اشتباه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن