ترجمه "hamil" به فارسی

آبستن, باردار, حامله بهترین ترجمه های "hamil" به فارسی هستند.

hamil
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبستن

    verb

    Ratu tidak bisa lagi hamil

    ملكه ديگه آبستن نمي شه.

  • باردار

    verb

    Kalau dia hamil sebelum menikah, ibunya juga yang disalahkan dan dihukum.

    اگر قبل از اینکه ازدواج کند باردار شود، مادرش برای این کار سرزنش، و مجازات میشود.

  • حامله

    verb

    Setahun lalu, kehamilan Amy akan menjadi hal terbaik!

    يه سال پيش ، حامله بودن ايمي بهترين چيز ممکن مي شد!

  • در شکم داشتن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hamil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hamil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hamil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه