ترجمه "kencing" به فارسی

شاشیدن, ادرار, ادرار کردن بهترین ترجمه های "kencing" به فارسی هستند.

kencing
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاشیدن

    verb

    Sebuah pot untuk kencing.

    یه ظرف کوچیک واسه شاشیدن

  • ادرار

    noun

    Dalam kondisi serius, ginjal tidak bisa menampung volume air kencing yang berlebih.

    در موارد وخیم، کلیهها نمیتوانند حجم ادرار رقیق شده حاصل را تاب بیاورند.

  • ادرار کردن

    verb

    Dia kencing di karpetku.

    , والتر اون روي قاليچه من ادرار کرد

  • ترجمه های کمتر

    • بول
    • پی
    • کار بیهوده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kencing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kencing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kencing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه