ترجمه "kencing" به فارسی
شاشیدن, ادرار, ادرار کردن بهترین ترجمه های "kencing" به فارسی هستند.
kencing
-
شاشیدن
verbSebuah pot untuk kencing.
یه ظرف کوچیک واسه شاشیدن
-
ادرار
nounDalam kondisi serius, ginjal tidak bisa menampung volume air kencing yang berlebih.
در موارد وخیم، کلیهها نمیتوانند حجم ادرار رقیق شده حاصل را تاب بیاورند.
-
ادرار کردن
verbDia kencing di karpetku.
, والتر اون روي قاليچه من ادرار کرد
-
ترجمه های کمتر
- بول
- پی
- کار بیهوده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kencing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kencing" با ترجمه به فارسی
-
دیابت · دیابت شیرین · مرض قند
-
آتشک · سوزاک · گنوره
-
ادرار · بول · شاش · میزه · پی · پیشاب
-
سوزاک
-
دولابی · دیابت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن