ترجمه "kentang" به فارسی
سیب زمینی, سیبزمینی, چاقوی کوتاه بهترین ترجمه های "kentang" به فارسی هستند.
kentang
noun
-
سیب زمینی
nounApa yang dia sebenarnya lakukan adalah dia mengubah persepsi tentang kentang.
کاری که او به نحو احسن انجام داد تغییر شهرت سیب زمینی بود.
-
سیبزمینی
nounsiput memakan sisa-sisa kentang yang belum terhidrolisis.
حلزون ها در حال خوردن تکه های هیدرولیز نشده سیبزمینی هستند.
-
چاقوی کوتاه
noun -
کج بیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kentang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kentang"
عباراتی شبیه به "kentang" با ترجمه به فارسی
-
پوره سیبزمینی
-
چیپس
-
سیب زمینی · چاقوی کوتاه · کج بیل
-
چیپس سیبزمینی
-
سیبزمینی سرخ کرده · سیبزمینی سرخکرده
-
سیبزمینی سرخکرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن