ترجمه "kentut" به فارسی
گوز, چسیدن, گوزیدن بهترین ترجمه های "kentut" به فارسی هستند.
kentut
noun
-
گوز
verbKau pasang cincin di pantatnya Dan biarkan dia kentut.
مي توني حلقه رو بذاري توي کونش و کاري کني که با گوز پرتش کنه بيرون ؟
-
چسیدن
verb -
گوزیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kentut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن