ترجمه "kenyang" به فارسی
سیر, گذراندن بهترین ترجمه های "kenyang" به فارسی هستند.
kenyang
-
سیر
adjectiveDia kekenyangan, dia sangat senang dan menjadi gemuk karena memakan anjing laut ini,
او از خوردن آن فك كاملا سیر، خیلی خوشحال و خیلی هم تپل شده بود
-
گذراندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kenyang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kenyang" با ترجمه به فارسی
-
اشباع · اقناع · بی نیازی · پر خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن