ترجمه "kepastian" به فارسی

اثبات, امر مسلم, انعقاد بهترین ترجمه های "kepastian" به فارسی هستند.

kepastian
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثبات

    noun

    Buat apa meneruskan ke orang lain sesuatu yang tidak bisa kita pastikan kebenarannya?

    هرگز نباید چیزی را ارسال کنیم که قابل اثبات نیست.

  • امر مسلم

    noun

    Akan tetapi, apa yang terjadi atas keluarga para pejabat tinggi dan penguasa distrik itu pastilah bukan ulah Daniel.

    در هر حال، امر مسلم آن است که دانیال هیچ نقشی در به هلاکت رساندن افراد خانوادهٔ وزراء و ساتراپها نداشت.

  • انعقاد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بازبینی
    • تحقق
    • تحقیق
    • تصدیق
    • تصویب
    • یقین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kepastian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kepastian" با ترجمه به فارسی

  • قریب به یقین
  • تخریب حتمی متقابل
  • ادعا کننده · امر مسلم · بدیهی · بطور مسلم · بی گفتگو · تصریح شده · حتمی الوقوع · روشن · قطعی · معلوم · معین · مقدر شدن · یقین
اضافه کردن

ترجمه های "kepastian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه