ترجمه "ketua" به فارسی
افسر فرمانده, برنده مسابقه, رئیس بهترین ترجمه های "ketua" به فارسی هستند.
ketua
-
افسر فرمانده
noun -
برنده مسابقه
noun -
رئیس
noun140 Dan lagi, tata cara pembasuhan kaki mesti dilaksanakan oleh presiden, atau penatua ketua gereja.
۱۴۰ و دوباره، آیین شستن پاها بایستی از سوی رئیس، یا ارشد اجرایی کلیسا اجرا شود.
-
ترجمه های کمتر
- رئیس قبیله
- رئیس هیئت مدیره
- ریاست
- سالار
- سرکارگر
- فرمانده
- قائد
- قهرمان
- پیروز
- پیشوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ketua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ketua
-
رییس هیئت مدیره
عباراتی شبیه به "ketua" با ترجمه به فارسی
-
kohne · بزرگتر · سالخورده · مسن · پیر · کهنسال
-
زمان پیش · زوج · همدست · والدین · یار
-
فرزند ارشد · نخست زاده
-
نخ ریسی
-
پیرمرد
-
کنترل های والدین
-
باستانی
-
زرمان · زمان پیش · سالمندی · ضعف پیری · پیری · کهولت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن