ترجمه "tua" به فارسی

kohne, مسن, بزرگتر بهترین ترجمه های "tua" به فارسی هستند.

tua adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kohne

    adjective
  • مسن

    adjective

    Ilmuwan juga cenderung menjadi terkenal di usia tua.

    دانشمندان هم وقتی مسن تر شدن مشهور می شوند.

  • بزرگتر

    adjective

    Saat beranjak tua, kita kurang mengeksplorasi karena sudah memiliki pengetahuan untuk dieksploitasi.

    وقتی که بزرگتر می شویم، کمترکاوش می کنیم چون دانش بیشتری داریم تا از آن بهره برداری کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • سالخورده
    • پیر
    • کهنسال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tua " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tua" با ترجمه به فارسی

  • زمان پیش · زوج · همدست · والدین · یار
  • رییس هیئت مدیره
  • فرزند ارشد · نخست زاده
  • افسر فرمانده · برنده مسابقه · رئیس · رئیس قبیله · رئیس هیئت مدیره · ریاست · سالار · سرکارگر · فرمانده · قائد · قهرمان · پیروز · پیشوا
  • نخ ریسی
  • پیرمرد
  • کنترل های والدین
  • باستانی
اضافه کردن

ترجمه های "tua" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه