ترجمه "tuai" به فارسی

درو کردن, پایان درو بهترین ترجمه های "tuai" به فارسی هستند.

tuai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درو کردن

    verb
  • پایان درو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tuai" با ترجمه به فارسی

  • tua
    kohne · بزرگتر · سالخورده · مسن · پیر · کهنسال
  • زمان پیش · زوج · همدست · والدین · یار
  • رییس هیئت مدیره
  • فرزند ارشد · نخست زاده
  • افسر فرمانده · برنده مسابقه · رئیس · رئیس قبیله · رئیس هیئت مدیره · ریاست · سالار · سرکارگر · فرمانده · قائد · قهرمان · پیروز · پیشوا
  • نخ ریسی
  • پیرمرد
  • کنترل های والدین
اضافه کردن

ترجمه های "tuai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه