ترجمه "kiriman" به فارسی

ارسال, بار, بار کشتی بهترین ترجمه های "kiriman" به فارسی هستند.

kiriman
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارسال

    noun

    Dibutuhkan kedekatan lokasi agar pesan dapat dikirim dan diterima.

    مستلزم تماس نزدیک برای پیامی هستند که ارسال و دریافت میگردد.

  • بار

    noun

    Yehuwa pernah mengabulkan doa Elia agar api dikirim dari langit untuk membakar habis sebuah korban.

    یَهُوَه یک بار در پاسخ دعای ایلیّا، از آسمان آتش فرستاد تا قربانی روی مذبح را بسوزاند.

  • بار کشتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بارگیری
    • حمل
    • محموله دریایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiriman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kiriman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kiriman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه