ترجمه "kisar" به فارسی

خرد شدن, خردکردن, خمیر کردن بهترین ترجمه های "kisar" به فارسی هستند.

kisar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرد شدن

    verb
  • خردکردن

    verb
  • خمیر کردن

    verb
  • خوراکی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kisar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kisar" با ترجمه به فارسی

  • آسیاب · انقلاب · دور · دوران کامل · چرخشی
  • اظهار کردن · اواره شدن · ترش بودن · ترش شدن · تکان دادن · جم خوردن · شخم زدن · شخم کردن · شدن · متعجب شدن · پرسه زدن · کج شدن · کروی شدن · گشتن · گود کردن
اضافه کردن

ترجمه های "kisar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه