ترجمه "koma" به فارسی

ویرگول, کما, اغما بهترین ترجمه های "koma" به فارسی هستند.

koma
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرگول

    noun

    Istirahat atau tidak pada sebuah koma, sering kali soal pilihan.

    مکث کردن یا نکردن در برابر ویرگول اغلب به خود شخص بستگی دارد.

  • کما

    Lalu ia jatuh turun tangga dan sekarang dalam keadaan koma.

    و بعدش از پله ها افتاده و حالا تو کما هستش.

  • اغما

    noun

    Sang ibu mengalami koma.

    مادر خانواده در حال اغما به سر میبرد.

  • کاما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Koma
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کما

    Lalu ia jatuh turun tangga dan sekarang dalam keadaan koma.

    و بعدش از پله ها افتاده و حالا تو کما هستش.

عباراتی شبیه به "koma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "koma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه