ترجمه "kriteria" به فارسی
معیار, سنگ محک, ضابطه بهترین ترجمه های "kriteria" به فارسی هستند.
kriteria
-
معیار
nounAda 662 domba yang ditolak karena tidak memenuhi kriteria bentuk domba, dan dibuang dari kawanannya.
662 گوسفند رد شد چون با معیار گوسفند ما جور نبودند و از گله کنار گذاشته شدند.
-
سنگ محک
noun -
ضابطه
noun
-
ترجمه های کمتر
- مقیاس
- ملاک
- میزان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kriteria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن