ترجمه "kritik" به فارسی

انتقاد, انتقاد کردن, نقد بهترین ترجمه های "kritik" به فارسی هستند.

kritik noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقاد

    noun

    Sebuah cara ampuh untuk melucuti setiap kritik yang masuk akal.

    اینا کلماتی هستن برای خلع سلاح کردن هر انتقاد منطقی.

  • انتقاد کردن

    verb

    Radiolog pada gilirannya dikritik karena melindungi kepentingan finansial mereka sendiri.

    رادیولوژِیستها به نوبه خود برای محافظت از منافع مالی خود انتقاد کردند.

  • نقد

    noun

    Bagaimana dengan pernyataan kritik tinggi bahwa Injil tidak memenuhi kriteria sebagai sejarah nyata?

    اما در مورد ادعای «نقد عالی» بر اینکه انجیلها معیارهای گزارشات تاریخی را دارا نمیباشند، چه باید گفت؟

  • ترجمه های کمتر

    • نقد ادبی
    • نکوهش
    • نکوهش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kritik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kritik
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقد

    noun

    Kritik yang lebih tinggi telah menghasilkan banjirnya buku-buku yang spekulatif yang menantang keautentikan dan dapat dipercayanya Alkitab.

    معتقدان به نقد عالی، موجب تکثیر کتابهای نظریی شدهاند که با صحت و قابلیت اعتماد کتاب مقدس مبارزه میکنند.

عباراتی شبیه به "kritik" با ترجمه به فارسی

  • نقد دین
  • نقد ادبی
  • انتقاد کردن · تازیانه زدن · تقبیح کردن · حمله کردن · خطابه گفتن · رسوا کردن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شماتت کردن · شکست دادن · مبادرت کردن · متنبه کردن · نزدیک کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • حمله کننده · متجاوز · مهاجم
اضافه کردن

ترجمه های "kritik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه