ترجمه "kumpulan" به فارسی
کلکسیون, اجتماع, ازدحام بهترین ترجمه های "kumpulan" به فارسی هستند.
kumpulan
-
کلکسیون
-
اجتماع
nounAhab dan rakyatnya berkumpul di sana, barangkali berharap agar peristiwa itu akan mengakhiri musim kemarau.
اخاب و تابعین وی در آنجا اجتماع میکنند و احتمالاً امیدوارند که آن مناسبت موجب پایان خشکسالی شود.
-
ازدحام
noun
-
ترجمه های کمتر
- استحکام
- انباشتگی
- انبوه مردم
- انجمن
- بخش
- برج
- توده
- توده کاه
- ثبات
- جمعیت
- خدم وحشم
- دسته
- دودکش
- دوستان
- رسته
- زیاد
- سازگاری
- سیل کلمات
- سیلاب
- شلوغی
- صورت فلکی
- فراوان
- فراوانی
- محیط
- مختصر
- مزرعه اشتراکی
- مقوله
- ملت زمین
- ملتزمین
- ناوگان
- همراهان
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kumpulan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kumpulan" با ترجمه به فارسی
-
کلکسیون قانون
-
زندگی بدون ازدواج
-
سندیکا
-
انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
-
انباشتن · انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · صف بستن · متراکم شدن · همکاری کردن · گرد آمدن · گرد کردن · گردآمدن
-
کلکسیون لیست امن
-
انباشتن
-
انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن