ترجمه "terkumpul" به فارسی

انباشتن ترجمه "terkumpul" به فارسی است.

terkumpul
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انباشتن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terkumpul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terkumpul" با ترجمه به فارسی

  • کلکسیون قانون
  • اجتماع · ازدحام · استحکام · انباشتگی · انبوه مردم · انجمن · بخش · برج · توده · توده کاه · ثبات · جمعیت · خدم وحشم · دسته · دودکش · دوستان · رسته · زیاد · سازگاری · سیل کلمات · سیلاب · شلوغی · صورت فلکی · فراوان · فراوانی · محیط · مختصر · مزرعه اشتراکی · مقوله · ملت زمین · ملتزمین · ناوگان · همراهان · کلکسیون · کوه · کوهستان · کوهستانی · گروه
  • زندگی بدون ازدواج
  • سندیکا
  • انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
  • انباشتن · انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · صف بستن · متراکم شدن · همکاری کردن · گرد آمدن · گرد کردن · گردآمدن
  • کلکسیون لیست امن
  • انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
اضافه کردن

ترجمه های "terkumpul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه