ترجمه "layar" به فارسی
بادبان, صفحه, قایقرانی بهترین ترجمه های "layar" به فارسی هستند.
layar
noun
-
بادبان
nounTulang belakang yang panjang, tulang belakang membentuk layar besar.
فقزات بلندی داشتیم، فقراتی که بادبان بزرگی را شکل می دادند.
-
صفحه
nounSalah satu pengecualian yang menarik adalah tepat di bagian tengah layar ini.
یک مورد استثنای جالب درست در مرکز صفحه شما است.
-
قایقرانی
nounIni lukisan dewa Anubis, berlayar dengan perahu Ra menuju neraka.
این عکس خدای آنوبیس در حال قایقرانی قایقِ " رادیوم " به عالم اموات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " layar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Layar
-
بادبان
nounTulang belakang yang panjang, tulang belakang membentuk layar besar.
فقزات بلندی داشتیم، فقراتی که بادبان بزرگی را شکل می دادند.
عباراتی شبیه به "layar" با ترجمه به فارسی
-
تمام صفحه
-
قایقران
-
خلبانی · دریانوردی · راهنمایی کشتی · سفر · قایقرانی
-
سفر
-
نماگرفت
-
قایقرانی بادبانی
-
درج تصویر صفحه
-
دیوار کناری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن