ترجمه "lemparan" به فارسی

لگد, پرت, پرتاب بهترین ترجمه های "lemparan" به فارسی هستند.

lemparan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لگد

    noun
  • پرت

    noun

    Aku ingat kau juga ikut melempar pembalut bersama kami.

    به نظر میرسه داره تو رو یادم میاد که اونجا با بقیه چیز میز پرت میکردی.

  • پرتاب

    noun

    Aku tak akan lari ke mana pun, dan berhenti melempariku dengan batu!

    من هيچ جايي نميدوم, و دست از پرتاب سنگ به من بردار!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lemparan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lemparan" با ترجمه به فارسی

  • part kardan · انداختن · پرت کردن · پرتاب کردن
  • پرتاب نیزه
  • پرتاب دیسک
  • انداختن · جهش کردن · دور انداختن · زیاد بالا بردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · پرت کردن · پرتاب · پرتاب کردن
  • به دورانداختن · بیرون آمدن · جهش کردن · دور انداختن · زیاد بالا بردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · پرت کردن · پرتاب کردن
  • پرتاب چکش
اضافه کردن

ترجمه های "lemparan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه