ترجمه "lempar" به فارسی

part kardan, انداختن, پرت کردن بهترین ترجمه های "lempar" به فارسی هستند.

lempar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • part kardan

    verb
  • انداختن

    verb

    Ini seperti melempar batu ke kolam berisi air.

    مثل انداختن یک سنگ درون برکه آب میمونه.

  • پرت کردن

    verb

    Ayahku pernah berlari sambil mengutuk dan melemparkan lilin ke gorden.

    اون یه بار اومد اینجا و چندتا شمع پرت کرد طرف پرده.

  • پرتاب کردن

    verb

    Dan melempar adalah gabungan dari kemampuan analitis dan fisik sehingga hal itu sangat baik untuk latihan tubuh.

    و پرتاب کردن مهارتی فیزیکی و تحلیلی است. و برای تمرین کل بدن بسیار مناسب است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lempar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lempar" با ترجمه به فارسی

  • پرتاب نیزه
  • پرتاب دیسک
  • انداختن · جهش کردن · دور انداختن · زیاد بالا بردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · پرت کردن · پرتاب · پرتاب کردن
  • به دورانداختن · بیرون آمدن · جهش کردن · دور انداختن · زیاد بالا بردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · پرت کردن · پرتاب کردن
  • پرتاب چکش
  • لگد · پرت · پرتاب
اضافه کردن

ترجمه های "lempar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه