ترجمه "lembut" به فارسی
ابریشمی, احساس, تمایل بهترین ترجمه های "lembut" به فارسی هستند.
lembut
adjective
-
ابریشمی
adjective -
احساس
nounAku merasa seperti ada sebuah kelembutan di matamu, bukan?
احساس ميكنم توي چشمات يه لطافتي هست ، درسته ؟
-
تمایل
noun
-
ترجمه های کمتر
- عاطفه
- مخملی
- نازک
- نرم
- چرب و نرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lembut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lembut" با ترجمه به فارسی
-
آرام کردن · تسکین دادن · تلویحا گفتن · حساس کردن · درست ساختن · دلداری دادن · نرم شدن
-
وضوح و شفافیت
-
شیکی · قابلیت اداره · قابلیت بسط · نکته بینی · چیز لذت بخش
-
شال گردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن