ترجمه "makan" به فارسی

خوردن, khordæn, اشباع شدن بهترین ترجمه های "makan" به فارسی هستند.

makan Verb verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    menelan makanan untuk menghasilkan nutrisi bagi organisme atau untuk kebutuhan kesehatan

    Kelaparan melanda negara saya, Zimbabwe, dan kami tak punya cukup makanan.

    قحطی به کشورم زیمباوه آسیب رسانده بود، و ما غذای کافی برای خوردن نداشتیم.

  • khordæn

    verb
  • اشباع شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اقناع شدن
    • ایجاب کردن
    • تغذیه
    • حذر کردن
    • خراب کردن
    • خورش
    • طعام
    • غذا
    • فرو بردن
    • قورت دادن
    • مستلزم بودن
    • مصرف کردن
    • نابود ساختن
    • ناهار خوردن
    • نگفتن
    • نیاز داشتن
    • نیازمند بودن
    • ویران کردن
    • پر خوردن
    • پر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " makan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "makan"

عباراتی شبیه به "makan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "makan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه