ترجمه "melihat" به فارسی

بین, دیدن, انتخاب کردن بهترین ترجمه های "melihat" به فارسی هستند.

melihat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بین

    verb

    Karena itu, orang Kristen sejati tidak memperlihatkan sikap pilih kasih.

    بنابراین مسیحیان حقیقی نباید روی ظاهر افراد قضاوت کنند و بین افراد تبعیض قائل شوند.

  • دیدن

    verb

    Ia adalah sumber informasi terbaik mengenai Allah yang tidak kelihatan.

    او بهترین مرجع برای کسب اطلاع و دیدن خدای نادیده است.

  • انتخاب کردن

    verb

    Apakah mungkin kamu memilih untuk melihat apa yang kamu inginkan?

    ممکنه شما چيزي رو که مي خواي ببيني رو انتخاب کرده باشي ؟

  • ترجمه های کمتر

    • بادقت نگاه کردن
    • باریک شدن
    • تصور کردن
    • جاسوس بودن
    • جدا کردن
    • خیره شدن
    • خیره نگاه کردن
    • درک کردن
    • دریافتن
    • دیدَن
    • رویایی بودن
    • علاقه داشتن به
    • فرا گرفتن
    • متصور ساختن
    • مجسم ساختن
    • مجسم کردن
    • مشاهده کردن
    • نظاره کردن
    • نمایان شدن
    • نگاه کردن
    • پاییدن
    • چشم دوختن
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " melihat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "melihat" با ترجمه به فارسی

  • دید در شب
  • بین · دیدن · دیدَن · مرور · نمودن · نگریستن
  • دید کم
  • دید دوچشمی
  • فیزیولوژی دستگاه بینایی
  • ارائه · بودن · حاضر شدن · حضور یافتن · دربرداشتن · فاش کردن · منتظر شدن · منظر · موجود بودن · نظر · نمایش · نمودن · نگاه
  • بینا · دید · رویت · مشاهده
  • آگهی کردن · ابراز داشتن · برهنه کردن · بروز دادن · تبلیغات کردن · حاضر شدن · حضور یافتن · خود نمایی کردن · رسم کردن · رژه رفتن · شرح دادن · فاش کردن · مجسم کردن · معلوم کردن · نشان دادن · نقش کردن · نمایش دادن · کشف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "melihat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه