ترجمه "memanah" به فارسی

تند راه رفتن, تیراندازی, سرعت داشتن بهترین ترجمه های "memanah" به فارسی هستند.

memanah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تند راه رفتن

    verb
  • تیراندازی

    noun

    Jadi jika seorang pemanah kehabisan anak panah saat pertempuran, mereka tidak dapat menggunakan anak panah milik pemanah lain dengan busur mereka.

    اگر تیرهای یک تیرانداز در هنگام نبرد تمام میشد، لزوما نمیتوانست با تیرهایی که برای یک کمان دیگر درست شد بود تیراندازی کند.

  • سرعت داشتن

    verb
  • کمانداری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memanah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "memanah" با ترجمه به فارسی

  • سرباز کردن
  • تیرانداز · تیراندازی · کماندار · کمانداری · کمانور · کمانکش · کمانگیر
اضافه کردن

ترجمه های "memanah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه