ترجمه "pemanah" به فارسی

کماندار, تیرانداز, تیراندازی بهترین ترجمه های "pemanah" به فارسی هستند.

pemanah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کماندار

    noun

    Apa kau tahu pemanah lain yang bisa melakukan ini semua?

    بنظرت کدوم کماندار دیگه ای می تونه اینکارو کرده باشه ؟

  • تیرانداز

    noun

    Jawabannya ditentukan oleh beberapa faktor, antara lain keterampilan si pemanah, pengaruh angin, dan kondisi anak panah.

    از آن جمله میتوان به مهارت تیرانداز، جهت و میزان وزش باد و وضعیت خود تیر اشاره نمود.

  • تیراندازی

    noun

    Jadi aku mulai memanah.

    پس شروع کردم به تیراندازی

  • ترجمه های کمتر

    • کمانداری
    • کمانور
    • کمانکش
    • کمانگیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pemanah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pemanah" با ترجمه به فارسی

  • تند راه رفتن · تیراندازی · سرعت داشتن · کمانداری
  • سرباز کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pemanah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه