ترجمه "membawa" به فارسی

آوردن, ابلاغ کردن, ادب نگاه داشتن بهترین ترجمه های "membawa" به فارسی هستند.

membawa
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آوردن

    verb

    Ini egois untuk membawa seorang anak ke dunia ini.

    بچه آوردن تو توي اين دنيا ، خودخواهيه.

  • ابلاغ کردن

    verb
  • ادب نگاه داشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اشاره کردن
    • اغاز کردن
    • انباشته کردن
    • انتقام گرفتن
    • انجام وظیفه کردن
    • اوردن
    • ایجاب کردن
    • ایجاد کردن
    • بخشیدن
    • برائت کردن
    • بردن
    • برقرار کردن
    • بهت زده کردن
    • بهره مند ساختن
    • بوجودآمدن
    • بیهوش کردن
    • تحویل دادن
    • ترغیب کردن
    • تسلیم شدن
    • حامل بودن
    • در شکم داشتن
    • دربرداشتن
    • ذکر کردن
    • راندن
    • رساندن
    • سازش کردن
    • سبب شدن
    • سهم دادن
    • شدن
    • صرفنظرکردن از
    • فوری رفتن
    • قالب زدن
    • لال کردن
    • مادری کردن
    • مبهوت کردن
    • متحمل شدن
    • متحیر شدن
    • مستلزم بودن
    • مصرف کردن
    • موفق شدن
    • نام بردن
    • نگاه کردن
    • نیازمند بودن
    • وابسته بودن به
    • وادار کردن
    • وارد آمدن
    • وارد شدن
    • واگذار کردن
    • پس انداختن
    • گنجانیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " membawa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "membawa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "membawa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه