ترجمه "membilang" به فارسی
تعمد کردن, دادخواهی کردن, دیدن بهترین ترجمه های "membilang" به فارسی هستند.
membilang
-
تعمد کردن
verb -
دادخواهی کردن
verb -
دیدن
verbAyah sudah bilang akan ke pertandingan hari ini.
همین الان بهشون گفتم که امروز باید برم برای دیدن یه مسابقه بیسبال
-
ترجمه های کمتر
- شمار
- شمارش
- عمدا انجام دادن
- محاسبه کردن
- نگاه کردن
- کنت
- کنکاش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membilang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "membilang" با ترجمه به فارسی
-
جدول نویس · صورت
-
عدد اکسایش
-
پیشوندهای اعداد یونانی
-
عدد جبری
-
ابجد
-
شمار · شمارش · کنت
-
تعمد کردن · دادخواهی کردن · دیدن · عمدا انجام دادن · نگاه کردن · کنکاش کردن
-
اعداد گویا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن