ترجمه "mengecut" به فارسی

اب رفتن, بی اثر بودن, تنگ کردن بهترین ترجمه های "mengecut" به فارسی هستند.

mengecut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اب رفتن

    verb
  • بی اثر بودن

    verb
  • تنگ کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جمع کردن
    • غنچه کردن
    • فنری بودن
    • پلاسیده شدن
    • چروک شدن
    • چین خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengecut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengecut" با ترجمه به فارسی

  • تازیانه زدن · تنبیه کردن · تند راه رفتن · تند شدن · تند کردن · تندتر شدن · سرعت داشتن · شلاق خوردن · شکست دادن · صابون زدن · عجله کردن · نصحیت کردن
  • بزدلی · ترسو · ترسویی · جبن
  • ترساندن · تنگ کردن · رام کردن · رم دادن · هراس کردن
اضافه کردن

ترجمه های "mengecut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه