ترجمه "pengecut" به فارسی
بزدلی, ترسو, ترسویی بهترین ترجمه های "pengecut" به فارسی هستند.
pengecut
-
بزدلی
nounKebijaksanaan dan kewaspadaan Gideon hendaknya tidak disalahartikan sebagai pertanda bahwa ia pengecut.
بصیرت و احتیاط جِدعُون نشانهٔ بزدلی او نبود.
-
ترسو
adjectiveAbraham bukan pembohong atau pengecut, seperti kata para kritikus.
برخلاف ادعای برخی، ابراهیم نه ترسو بود و نه دروغگو.
-
ترسویی
nounSeorang pengecut tidak akan berkata seperti itu, bukan?
اگر یُونُس آدم ترسویی بود چنین حرفی نمیزد!
-
جبن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pengecut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pengecut" با ترجمه به فارسی
-
تازیانه زدن · تنبیه کردن · تند راه رفتن · تند شدن · تند کردن · تندتر شدن · سرعت داشتن · شلاق خوردن · شکست دادن · صابون زدن · عجله کردن · نصحیت کردن
-
ترساندن · تنگ کردن · رام کردن · رم دادن · هراس کردن
-
اب رفتن · بی اثر بودن · تنگ کردن · جمع کردن · غنچه کردن · فنری بودن · پلاسیده شدن · چروک شدن · چین خوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن