ترجمه "mengumpulkan" به فارسی

انبار کردن, انباشتن, انجمن کردن بهترین ترجمه های "mengumpulkan" به فارسی هستند.

mengumpulkan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبار کردن

    verb

    Selama tujuh tahun, Mesir menikmati masa kelimpahan panen, dan Yusuf yang mengawasi pengumpulannya.

    مصر اواخر هفت سال پرباری را میگذراند که پیشگویی شده بود و یوسف بر انبار کردن غلّهٔ ملت مصر نظارت داشت.

  • انباشتن

    verb
  • انجمن کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • اندوختن
    • جفت کردن
    • جمع شدن
    • جمع کردن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • درو کردن
    • ذخیره کردن
    • سوار کردن
    • همکاری کردن
    • گردآمدن
    • گلچین کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengumpulkan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengumpulkan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mengumpulkan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه