ترجمه "pengumpul" به فارسی

جمع کننده, گرد اورنده بهترین ترجمه های "pengumpul" به فارسی هستند.

pengumpul
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع کننده

    noun

    Aku seorang pengumpul sampah. Sejak tempat itu dibuka.

    از وقتيکه اونجا باز شده من ديگه جمع کننده ي آشغال هستم

  • گرد اورنده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengumpul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengumpul" با ترجمه به فارسی

  • شکارچی-گردآورنده
  • کلکتور گرمایی خورشیدی
  • انبار کردن · انباشتن · انجمن کردن · اندوختن · جفت کردن · جمع شدن · جمع کردن · دخل کردن · درآمد داشتن · درو کردن · ذخیره کردن · سوار کردن · همکاری کردن · گردآمدن · گلچین کردن
  • انباشتگی · تالیف · تجمع · تراکم · تلفیق · خلاصه · دسته
  • زباله جمعکن
اضافه کردن

ترجمه های "pengumpul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه