ترجمه "menimbang" به فارسی
تعمد کردن, دادخواهی کردن, دیدن بهترین ترجمه های "menimbang" به فارسی هستند.
menimbang
-
تعمد کردن
verb -
دادخواهی کردن
verb -
دیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- عبادت کردن
- عمدا انجام دادن
- مهم بودن
- نگاه کردن
- کنکاش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menimbang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menimbang" با ترجمه به فارسی
-
تعادل · توازن · نیروی مقاوم · وزنه تعادل
-
متعادل شدن
-
تناسب
-
کارت امتیازی متوازن
-
برابری کردن با · جبران کردن · متعادل شدن
-
تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · پنداشتن · کنکاش کردن
-
آونگ · اکروبات · متعادل کننده · نیروی مقاوم · وزنه تعادل · پاندول
-
تعادل · توازن · نیروی مقاوم · وزنه تعادل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن