ترجمه "nyata" به فارسی
اشکار, انگشت نما, برجسته بهترین ترجمه های "nyata" به فارسی هستند.
nyata
-
اشکار
adjective -
انگشت نما
adjective -
برجسته
adjectiveSewaktu dihadapkan pada kenyataan berupa kematian, kita mungkin berhenti melakukan kegiatan atau kesibukan rutin kita dan memikirkan dengan serius tentang betapa singkatnya hidup ini.
پذیرفتن واقعیّت مرگ باعث میشود بسیاری نگرانیها و امور روزمره کماهمیّت جلوه کند، و کوتاهی عمر برجستهتر بنماید.
-
ترجمه های کمتر
- بهم چسبیده
- تصریح شده
- روشن
- سفت
- قطعی
- محسوس
- مصمم
- معلوم
- معین
- موثر
- نمایان
- والا
- گشاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nyata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nyata" با ترجمه به فارسی
-
دستور اجرایی
-
ادا · ادعا · بیان · بیانیه · گفته
-
اعلان · امر مسلم · حقیقت · خلوص نیت · راستی · سخن راست · صحت · صدق · واقعیت · پروانه رسمی
-
واقعیت
-
عینیگرایی
-
راهبرد بیدرنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن