ترجمه "nyata" به فارسی

اشکار, انگشت نما, برجسته بهترین ترجمه های "nyata" به فارسی هستند.

nyata
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکار

    adjective
  • انگشت نما

    adjective
  • برجسته

    adjective

    Sewaktu dihadapkan pada kenyataan berupa kematian, kita mungkin berhenti melakukan kegiatan atau kesibukan rutin kita dan memikirkan dengan serius tentang betapa singkatnya hidup ini.

    پذیرفتن واقعیّت مرگ باعث میشود بسیاری نگرانیها و امور روزمره کماهمیّت جلوه کند، و کوتاهی عمر برجستهتر بنماید.

  • ترجمه های کمتر

    • بهم چسبیده
    • تصریح شده
    • روشن
    • سفت
    • قطعی
    • محسوس
    • مصمم
    • معلوم
    • معین
    • موثر
    • نمایان
    • والا
    • گشاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nyata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nyata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nyata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه