ترجمه "oven" به فارسی

تنور, فر, ریز موج بهترین ترجمه های "oven" به فارسی هستند.

oven
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنور

    noun

    Di sini mereka dibunuh dan dimasukkan ke dalam oven.

    خارج از اينجا اونا مي کشن و مي ندازن تو تنور

  • فر

    noun

    Dan jangan katakan pinggulku, tapi aku memanaskan bronis dalam oven.

    و به رون هام هيچي نگو ، ولي دارم پنير " بري " توي فر گرم مي کنم.

  • ریز موج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فر آشپزی
    • میکرو ویو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oven" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه