ترجمه "paksa" به فارسی
سوی دیگربردن, فشار, قید بهترین ترجمه های "paksa" به فارسی هستند.
paksa
-
سوی دیگربردن
verb -
فشار
nounKita tidak dipaksa untuk memuliakan Yehuwa dengan persembahan-persembahan kita.
ما تحت فشار قرار نگرفتهایم که یَهُوَه را با قربانیهای خود تکریم نماییم.
-
قید
noun -
ناگزیر کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paksa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paksa" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد کردن · سبب شدن · سوی دیگربردن · مجبور ساختن · ناگزیر کردن · وادار کردن
-
بندگی · رعیتی
-
بیگاری
-
اجبار · اجحاف · اضطرار · تندی · تهدید و اجبار · درنده خویی · شدت · عقده روحی · وحشی گری · وسواس · پافشاری
-
سر به نیست کردن
-
اجبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن