ترجمه "paku" به فارسی
ميخ, میخ, ناخن بهترین ترجمه های "paku" به فارسی هستند.
paku
-
ميخ
nounClark, kami menyuruhmu mengambil paku beberapa jam lalu.
" کلارک " ؛ چند ساعتي ميشه که فرستاديمت تا برامون ميخ بياري.
-
میخ
nounDan paku kita adalah abad ke 19 dan 20 model kesuksesan era industri.
مدل موفقيت عصر صنعتي در قرن ۱۹ و ۲۰، میخ ما گشته است.
-
ناخن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paku
-
میخ
nounDan paku kita adalah abad ke 19 dan 20 model kesuksesan era industri.
مدل موفقيت عصر صنعتي در قرن ۱۹ و ۲۰، میخ ما گشته است.
عباراتی شبیه به "paku" با ترجمه به فارسی
-
کرف
-
دماسبی
-
سرخس
-
میخپرچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن