ترجمه "pasangan" به فارسی
جفت, دو, دو نفری بهترین ترجمه های "pasangan" به فارسی هستند.
pasangan
-
جفت
nounDi sana saya bertemu Gwen, dan kami dipasangkan sebagai partner menari.
در آنجا با گوئِن آشنا شدم، و او جفت یا پارتنِر رقص من شد.
-
دو
nounKetika kedua gadis mengutarakan pada John mereka memiliki perasaan terhadapnya, ia kebingungan kepada siapa dirinya sebaiknya berpasangan.
وقتی هر دو دختر به جان گفتند که به او علاقه مندند، او مردد بود که باید با کدام یک از آنها باشد.
-
دو نفری
nounYah, mereka tim berpasangan.
آره ، دو نفری کار میکنن
-
ترجمه های کمتر
- دوبیتی
- دوتا
- زوج
- زوجی
- شماره دو
- همدست
- چند قلو
- یار
- یک بیت شعر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pasangan" با ترجمه به فارسی
-
جفت باز
-
جفتسازی
-
جفت مختصاتی
-
افزونه جانبی
-
حسابداری دوبل
-
برقرار · حاضر کردن · مهیا کردن · وصل
-
زوج بههمتابیده
-
جریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن