ترجمه "terpasang" به فارسی

برقرار, حاضر کردن, مهیا کردن بهترین ترجمه های "terpasang" به فارسی هستند.

terpasang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقرار

    adjective

    anda tidak akan pilih-pilih tentang pasangan seks anda —

    روی این موضوع که با کی رابطه جنسی برقرار کنه زیاد سخت گیر نمیشه—

  • حاضر کردن

    verb
  • مهیا کردن

    verb
  • وصل

    adjective

    Jadi, ia memberi saya mainan logam bongkar-pasang, yang bisa saya bongkar dan pasang sesuka hati saya.

    به همین دلیل برایم یک کیت اسباببازی خرید که میتوانستم قطعات فلزی آن را به هم وصل و دوباره جدا کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terpasang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terpasang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terpasang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه