ترجمه "terpasang" به فارسی
برقرار, حاضر کردن, مهیا کردن بهترین ترجمه های "terpasang" به فارسی هستند.
terpasang
-
برقرار
adjectiveanda tidak akan pilih-pilih tentang pasangan seks anda —
روی این موضوع که با کی رابطه جنسی برقرار کنه زیاد سخت گیر نمیشه—
-
حاضر کردن
verb -
مهیا کردن
verb -
وصل
adjectiveJadi, ia memberi saya mainan logam bongkar-pasang, yang bisa saya bongkar dan pasang sesuka hati saya.
به همین دلیل برایم یک کیت اسباببازی خرید که میتوانستم قطعات فلزی آن را به هم وصل و دوباره جدا کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terpasang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terpasang" با ترجمه به فارسی
-
جفت باز
-
جفتسازی
-
جفت مختصاتی
-
افزونه جانبی
-
جفت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · زوج · زوجی · شماره دو · همدست · چند قلو · یار · یک بیت شعر
-
حسابداری دوبل
-
زوج بههمتابیده
-
جریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن