ترجمه "patung" به فارسی

تندیس, بت, تمثال بهترین ترجمه های "patung" به فارسی هستند.

patung noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندیس

    noun

    Sebagian membawa obor; yang lain mengusung patung.

    برخی مشعل و عدهای نیز تندیس و شمایل در دست داشتند.

  • بت

    noun

    Sewaktu seseorang membuat patung, ia merasa lelah, lapar, dan haus.

    انسان موقع ساختن بت خسته، گرسنه و تشنه میگردد.

  • تمثال

    noun

    Di Armagedon, batu itu akan menghantam patung tersebut dan menghancurluluhkannya.

    در حارمَجِدّون، آن سنگ با تمثال برخورد نموده، آن را بغایت خرد خواهد کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • دخترک
    • سنجاقک
    • صورت خیالی
    • مانکن
    • مجسمه
    • مجسمه چوبی
    • مدل
    • معبود
    • هیکل
    • پیکر
    • پیکره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Patung
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندیس

    noun

    Sebagian membawa obor; yang lain mengusung patung.

    برخی مشعل و عدهای نیز تندیس و شمایل در دست داشتند.

عباراتی شبیه به "patung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "patung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه