ترجمه "paus" به فارسی

نهنگ, وال, پاپ بهترین ترجمه های "paus" به فارسی هستند.

paus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهنگ

    noun

    Mereka menemukan bahwa rahasianya terletak pada bentuk sirip paus itu.

    آنان پی بردند که راز چابکی نهنگ در شکل بالههای آن است.

  • وال

    noun

    Bayi paus biru, contohnya, tinggal hampir 12 bulan di perut ibunya.

    به طور مثال، نوزاد وال آبی تقریباً یک سال تمام را در شکم مادر سپری میکند.

  • پاپ

    adjective noun proper

    Namun, yang lainnya lagi percaya bahwa 666 adalah tanda kepausan Katolik.

    بعضیها نیز بر این عقیدهاند که عدد ۶۶۶ نشان مقام پاپ کلیسای کاتولیک میباشد.

  • خلیفه اعظم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیفه اعظم

    noun
  • نهنگ

    noun

    Paus bungkuk dapat mengirimkan suara melintasi seluruh samudra.

    یک نهنگ کوهان دار می تونه امواج صوتی رو در سراسر یک اقیانوس مخابره کنه.

  • پاپ

    adjective noun proper

    عنوانی برای رهبر کاتولیک های جهان

    Itu lebih baik daripada berada dibawah kekuasaan Paus.

    بهتر از اين است که تحت فرمان پاپ قرار گيريم.

تصاویر با "paus"

عباراتی شبیه به "paus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه