ترجمه "pencandu" به فارسی

خو گرفته, عادت, معتاد بهترین ترجمه های "pencandu" به فارسی هستند.

pencandu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خو گرفته

    noun
  • عادت

    noun

    Ada yang telah melemahkan atau bahkan merusak perkawinan mereka karena kecanduan pornografi.

    بودهاند ازدواجهایی که به دلیل عادت زشتِ هرزهنگاری و نگاه کردن به تصاویر مستهجن با مشکلاتی روبرو شده یا حتی به تباهی کشیده شده است.

  • معتاد

    noun

    Tak lama kemudian, ia jatuh cinta kepada salah seorang temannya ini—seorang pecandu obat bius.

    چیزی نگذشت که عاشق یکی از آنها شد، عاشق پسری معتاد به مواد مخدر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pencandu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pencandu" با ترجمه به فارسی

  • اعتیاد · خو گرفته · وسواس · چرخ دنده ساعت
  • الكلی
  • افیون · تریاک
  • تحسین کردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن · متعجب ساختن · پسند کردن
  • اعتیاد · عدم استقلال · وابستگی
اضافه کردن

ترجمه های "pencandu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه