ترجمه "pencari" به فارسی
جستجو کننده, جویا بهترین ترجمه های "pencari" به فارسی هستند.
pencari
-
جستجو کننده
nounJadi, seekor semut yang keluar mencari makan,
پس مورچه جستجو کننده در بیرون
-
جویا
nounItu salah satu alasan dia memutuskan untuk mencari dengan sungguh-sungguh kehendak Tuhan dalam doa pribadi.
آن یکی از دلایلی بود که تصمیم گرفت صادقانه ارادۀ خداوند را در دعای خصوصی جویا شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pencari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pencari" با ترجمه به فارسی
-
بهینه سازی موتور جستجو
-
جستجوی سریع
-
جستجوی زبان طبیعی
-
عملیات امداد و نجات
-
انباشتن · بیمار بودن · تلاش کردن · جستجو · جستجو کردن · درجستجو بودن · دوباره پیدا کردن · نگران بودن · همکاری کردن · پژوهش کردن · کشف کردن
-
جستجو
-
محدوده جستجو
-
موتور جستجو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن