ترجمه "pendalaman" به فارسی
درون کشور, داخله, درون مرزی بهترین ترجمه های "pendalaman" به فارسی هستند.
pendalaman
-
درون کشور
adverb adjective -
داخله
adjectiveNah, kau bilang ada warisan keluarga yang disimpan dalam kotak depositmu.
خوب, شما میگید که ارثیه خانوادگی تون داخله جعبه امانات تونه.
-
درون مرزی
adjectivedi mana jumlah pengungsi menjadi pergolakan politik di dalam negeri.
جابجاییهای سیاسی دچار تغییر شدهاند، به خصوص بصورت درون مرزی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pendalaman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pendalaman" با ترجمه به فارسی
-
پزشکی داخلی
-
بندر داخلی
-
یادگیری عمیق
-
عمق میدان
-
برقرار · در میان · وصل
-
عمق زمینه
-
گیاه خانگی
-
بسیار دقیق · به اطلاع · تمام · متبحر · پایا · کامل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن